ایمان دو سره، به خدا، و به آمریکا (نه "واقع بین"، نه در فکر "منافع ملی")
جبهه مقاومت خیابان ها - میدان جهاد - تهران - 1405
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام و ارادت محضر شریف شما برادران و خواهران عزیز و سروران.
من در درجه اول برای دستبوسی شما و اظهار ارادت به شور و شعور شما آمدهام. ما قطعاتی بسیار تلخ از تاریخهای گذشته منطقه و ایران داریم: ایرانفروشی، اسلامفروشی، خیانت به کشور و قراردادهای خائنانهای که یکی دو مورد نبوده، تنها به ترکمانچای و گلستان و مانند آنها محدود نبوده است، بلکه بسیار بیشتر بوده است. گاهی این سؤال در ذهن ما به وجود میآمد که حکومتها خائن، فاسد یا ضعیف بودند، اما مردم در آن دورهها کجا بودند؟ مردم حضور داشتند، اما درک و تحلیل آنها از مسائل در حد و اندازه شما نبود، اطلاعات آنها از مسائل بسیار ضعیف بود و علاوه بر این که این بصیرت شما امروز در هیچ ملتی در جهان وجود ندارد و در تاریخ گذشته خود ما هم در این حد بسیار استثنایی است، نسلهای پیش از ما هم میترسیدند. الآن شما گاهی در میان برخی از مسئولان یا نخبگان، ترس، تردید و تحلیلهای نادرست را میبینید، اما در گذشته ملت هم همینگونه بود؛ یعنی حقیقتاً ملت متوجه نمیشد و نمیدانست که در آن زمان چه رخدادی در حال وقوع است، چه عواقبی در پی دارد و مقدمات آن چه بوده است. ما افتخار میکنیم که در دورهای زیست میکنیم که شما مردم در آن حضور دارید. من که در آینده حضور نخواهم داشت، اما شما که هستید، دویست - سیصد سال دیگر ببینید و به یاد شما بیاید و بگویید دویست سال پیش فلانی گفت: در تاریخ از شما به عنوان ضامن اصلی استقلال، پیشرفت و عزت ایران، بلکه منطقه و جهان اسلام یاد خواهد شد. ما الآن گاهی به یاد نسلهای گذشته میافتیم و تأسف میخوریم که وقتی در جنگ جهانی اول و دوم کشور اشغال شد و میلیونها نفر از مردم ایران جان باختند و کشته شدند، مردم و نخبگان آنها کجا بودند؟ هنگامی که کشور غارت میشد، دولتها خائن بودند، اما ملت کجا بود؟ این ملتی که در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ به میدان آمد و کار را یکسره کرد، در جنگ هشت ساله در برابر تمام ابرقدرتها و ارتشهای جهان که پشت صحنه قرار داشتند ایستادگی کرد و در جنگهای داخلی و تروریسم، توطئهها را بر زمین زد. در نبرد این یک سال اخیر، یعنی از جنگ دوازده روزه تا کنون، شما دیدید که دشمن، آمریکا، اسرائیل و انگلیس که همگی تا پیش از این پشت صحنه حضور داشتند و پیوسته صدام، منافقین، کومله، دموکرات و داعش را به میدان میفرستادند، این بار خود آنها به صورت مستقیم وارد میدان شدند و در هر دو بار شکست خوردند و شکست اصلی را از شما و فرزندان شما، یعنی رزمندگان، متحمل شدند. شما آن کودتای دیماه را با شکست مواجه کردید. آن کودتا دقیقاً نسخهبرداری از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، منتهی در مقیاس هزار برابرِ آن بود. هنگامی که آمریکا و انگلیس دولت مصدق را سرنگون کردند و دست به کودتا زدند، آیتالله کاشانی را بازداشت کردند و نواب صفوی را به شهادت رساندند و اعدام کردند، در آن زمان تمام آنچه به عنوان کودتای ۲۸ مرداد شناخته میشود، در کل کشور متشکل از چند هزار فرد شرور، چاقوکش و مأموران رکن دو بود و مرکز اصلی آن هم در شهر تهران قرار داشت و در سایر نقاط رویدادی رخ نداد؛ مگر به صورت محدود در مشهد و برخی مناطق دیگر. آنها چند هزار فرد چاقوکش و چماقدار را به خیابانها گسیل داشتند و نیروهای مسلح هم حامی آنها بودند و هیچگونه مقاومت جدی نشد.
برخی افراد میپرسند این چه نوع کودتایی بود که به سادگی ملت را از صحنه خارج کردند؛ با چاقوکشی، رفتارهای اوباشگرایانه، بریدن رگ گردن، استفاده از تیغ موکتبری، ریختن بنزین بر پیکر افراد و به آتش کشیدن آنها. آنها همین اقدامات را در روزهای ۱۷ و ۱۸ دی در مقیاس هزار برابر انجام دادند؛ یعنی با بهکارگیری چند هزار فرد مسلح که برخی از آنها صرفاً به خاطر دریافت پول آمده بودند و برخی دیگر از همان گروههایی بودند که چهل و چند سال به آدمکشی و ترور میکنند. برای اولین بار، هم رئیسجمهور آمریکا و هم نخستوزیر حکومت اسرائیل رسماً اعلام کردند که ما عامل این جریان بودهایم. وزیر خزانهداری او اظهار داشت که ما چند ماه با دستکاری نرخ ارز، دلار و تورم برنامهریزی کردیم. برخی مدیران و مسئولان هم در سطحی قوی و کارآمد نیستند که بتوانند از این توطئهها عبور کنند و متعاقباً آنها به خیابانها ریختند؛ درست مانند کودتای ۲۸ مرداد، منتهی این مرتبه بسیار قویتر، علنیتر، سازمانیافتهتر، مسلحانه، همراه با موشکباران در چند ماه قبل از آن و ترور شماری از رهبران، و پس از آن هم همراه با ترور امام شهید، رهبران و فرماندهان بود. اینها یک در هزار هم احتمال نمیدادند که پیروز نشوند. آنها اصلاً باور نمیکردند! الآن چه مدت گذشته است؟ شش ماه؟ آنها هرگز باور نمیکردند که در جهان، مردم به مدت شش ماه پیوسته در صحنه حضور داشته باشند. در تمامی جهان، حکومتها در پی حفظ مردم در صحنه هستند، اما در اینجا ملت در پی حفظ حکومت در صحنه است!
یکی از ژوزنالیستهای مشهور غرب که به ایران سفر کرده بود و همین تجمعات شبانه و خیابانی را مشاهده کرده بود، میگفت مردم ایران از جنگ واهمهای ندارند، اما به محض این که سخن از مذاکرات و آتشبس به میان میآید میترسند! یعنی رفتاری کاملاً متفاوت با تمامی نقاط جهان دارند. بنابراین رخدادی بسیار بزرگ واقع شد و انشاءالله در آینده هنگامی که تاریخ این دوران نگاشته شود، نسلهای پس از شما به شما افتخار خواهند کرد که در دورهای، پدران و مادران ما بزرگترین توطئههای براندازی در تاریخ معاصر را با تکیه بر اراده مردمی درهم شکستند.
سه موضوع وجود دارد که من آنها را در رسانههای داخلی، خارجی و بینالمللی مشاهده میکنم و تمایلی به ذکر نامها ندارم؛ چنانچه با بیانات من ذهن شما به سمت اسامی خاصی متمایل شد، به آن مصادیق و اسامی توجه نکنید، بلکه به این طرز فکر توجه کنید. درباره همین سخنانی که الآن مطرح میکنند، من کاری به افراد خائن و عوامل دشمن ندارم؛ افرادی دلسوز وجود دارند که میگویند همراهی با آمریکا به سبب مقتضیات اقتصادی، منافع ملی و امنیت کشور، به سود ما است و هر آنچه آنها میگویند بپذیریم. ما مبنا را بر این میگذاریم که این دیدگاهها از سر دلسوزی است، قصد خدمت دارند و نه خیانت، و مشغول خدمترسانی هم هستند؛ ما میخواهیم با رویکردی واقعبینانه بررسی کنیم که این مباحث مطرحشده در این دو یا سه محور تا چه اندازه منطقی و تا چه حد واقعی است. من بر اسلامی، انقلابی یا انسانی بودن آن تأکید نمیکنم و نمیگویم چقدر شرافتمندانه است؛ چون برخی افراد میگویند ما خیلی به شرف و انقلاب کاری نداریم و هدف ما کاهش مشکلات کشور است. الآن ما بررسی کنیم که حجم مشکلات ما چقدر است و گستره مشکلات دشمن چه میزان است، این چالشها چگونه پدید میآیند و روند حل آنها چگونه امکانپذیر است؟ آیا راهکار رفع بحران، دربرگیرنده همان پیشنهادهایی است که برخی ارائه کردهاند و همچنان مطرح میکنند؟ من با انگیزه این افراد کاری ندارم و بنا را بر نیت خیر میگذاریم، اما ساختار تحلیلها بدین صورت است.
یکی از محورهایی که مدتی است به شکلی پرشمار تکرار میشود این است که ما چرا برای تنگه هرمز هزینه بپردازیم؟ چرا دعوا کنیم؟ تنگه هرمز جایگاه مهمی ندارد و چندان واجد اهمیت نیست. چندین گزاره مطرح میشود:
-اول این که تنگه هرمز اصلاً اهمیتی ندارد؛
-اقدام شما فاقد وجاهت قانونی و مغایر با مقررات بینالمللی است؛
-ما اساساً توانمندی اجرای چنین اقدامی را نداریم؛
-آسیب آن برای خود ما بیشتر از آسیب وارده به متجاوزان و دشمن است؛ و نقشی در مناسبات اقتصاد و نظام سرمایهداری غرب ایفا نمیکند.
تمام این چهار - پنج گزاره مذکور را صرفاً بر مبنای معیارهای کارشناسی مورد بررسی قرار میدهیم؛ بدون در نظر گرفتن قرآن، نهجالبلاغه، شهدا، انقلاب اسلامی، امام و سایر مبانی، بلکه صرفاً از دیدگاه کارشناسی. حتی نه کارشناسان خود ما یا حامیان ایران، بلکه کارشناسان آمریکایی، صهیونیستی و صاحبنظران اروپایی متمایل به غرب. بر پایه مبانی کارشناسی، کدام دیدگاه منطقی جلوه میکند؟ من صرفاً به نقل چند نقل قول بسنده میکنم.
شماری از افرادی که در طول این چهل و چند سال در زمره رهبران جریانهای ضدانقلاب قرار داشتند، با وجود تهماندهای از شرف و گرایشهای گوناگون، مکرراً تأکید میکنند که ما اساساً با جمهوری اسلامی مخالف هستیم، اما از جنبه قانونی، حقوق ملی و موازین تاریخی، حق با ایران و جمهوری اسلامی است و ایران موضع کاملاً صحیحی گرفته که تنگه را تحت اختیار گرفته و آن را واگذار نمیکند، و چنانچه آن را رها سازد، متعاقباً آماج سنگینترین ضربات اقتصادی و نظامی قرار خواهد گرفت. بدین معنا که هم تنگه هرمز و هم جبهه مقاومت، رزمندگان و مردان الهی در یمن، لبنان، غزه، عراق و کل منطقه، موجودیت ما را حفظ کردهاند. آنها قصد دارند القا کنند که ما داریم هزینههای اینها را میدهیم! در حالی که واقعیت کاملاً برعکش است. اگر مردم یمن حضور نداشتند تا خطوط انتقال نفت آرامکو، تأسیسات نفتی آمریکاییها و تنگه بابالمندب را هدف قرار دهند؛ اگر مجاهدان عراقی حضور نداشتند، همان کسانی که میلیونی زیر پیکر امام شهید، خانواده او و نوه او آمدند؛ اگر حزبالله و رزمندگان لبنان نبودند؛ اگر تنگه هرمز در کنترل شما قرار نداشت؛ اگر این موشکها و پهپادهای ساختهشده توسط افرادی همچون شهید طهرانیمقدم و سردار حاجیزاده موجود نبود؛ و چنانچه مجاهدتهای اشخاصی مانند شهید قاسم سلیمانی و سردار قاآنی در سپاه قدس صورت نمیپذیرفت، آنها شما را در چرخگوشت خرد میکردند و از طرف دیگر آن هم چیزی جز خاکستر ایران بیرون نمیآمد! اگر این ظرفیت قصاص، مقابلهبهمثل و توان دفاعی بازدارنده ما وجود نداشت، آنها شهر تهران را صد برابر فجیعتر از غزه با خاک یکسان میکردند و هیچگونه زیرساخت آب، برق، گاز، امکانات معیشتی، سوخت، مواد غذایی، شبکه راهها، پلها، فرودگاهها و منازل مسکونی را برای شما بر جای نمیگذاشتند. اگر فرزندان ما پایگاههای نفتی آمریکا، اسرائیل و انگلیس را در این سرزمینهای عربی هدف موشک قرار نمیدادند، آنها تمام پالایشگاههای نفت ما را منهدم میکردند. اگر آنها نترسند که در صورت آسیب رساندن به آب، برق و زیرساختهای ما، هیچ موجودیتی برای آنها در اسرائیل و منطقه باقی نخواهد ماند، لحظهای درنگ نمیکردند. عنصری که امنیت ما را تضمین کرده است تا در گرماگرم نبرد با بزرگترین قدرتهای جهانی قرار داشته باشیم بهگونهای که اگر کسی بیان کند ما به مدت یک سال با آمریکا و اسرائیل در حال جنگ هستیم، در حالی که مردم شبنشینی و گفتگوهای روزمره دارند و هیچ کسی شرایط جنگی را احساس نمیکند! حضور مقتدرانه و پیوسته ما در لبنان، غزه، یمن، عراق، افغانستان، پاکستان، سراسر جهان اسلام و حتی در عمق اروپا و آمریکا است؛ اگر این مؤلفهها وجود نداشت و آنان نگران نبودند، آیا هرگز پای میز مذاکره با شما میآمدند؟ مذاکراتی که ما کمترین تجربه مثبتی از هیچ دورهای از گفتگوها با آنان ثبت نکردهایم؛ نه تنها کشور ما، بلکه آمریکا در طول یک سده اخیر و اسرائیل در طول هفتاد - هشتاد سال گذشته، دهها و صدها توافقنامه با کشورهای گوناگون به امضا رساندهاند و به هیچیک پایبند نماندهاند.
مفاد مطالبات و تعهداتی که همراهان ما با حسن نیت درصدد اخذ امضا و ضمانت اجرایی آن از آمریکا در قالب توافقنامه بودند چه مواردی بود؟ این که شما داراییهای مالی ما را بدهید، توطئهای علیه ما سازماندهی نکنید، وارد جنگ نشوید، دست به کودتا نزنید، ما را آزار ندهید و منازعهای میان طرفین نباشد؛ با این پیشفرض که هر طرف پیگیر امور خویش باشد و هیچ درگیری رخ ندهد، مانند روابط دو همسایه یا دو عابر در خیابان که بنا را بر عدم درگیری میگذارند. طرف مقابل شما چه ماهیتی دارد؟ طرف شما رژیمی است که در طول بالغ بر دویست سال، متجاوز از دویست جنگ را راه انداخته است! طرف شما رژیمی است که از زمان ورود ارتش او به ایران در جریان جنگ جهانی دوم تا وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ از این خاک خارج نشد و از مقطع کودتای ۲۸ مرداد، تمامیت ایران تحت تسلط او قرار داشت، همانگونه که امروزه عربستان، قطر، امارات، اردن و سایر دولتها تحت نفوذ و کنترل آنها قرار دارند. هفتاد - هشتاد هزار مستشار آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی در خاک ایران استقرار داشتند و همه چیز ایران اعم از ارتش، ساواک، رادیو و تلویزیون، مجلس او، دولت او و نیروهای مسلح آن بطور کامل تحت فرماندهی آنها اداره میشد و شخص شاه هم فاقد هرگونه اراده مستقل بود. الآن شما با این نظام سیاسی مطرح میکنید که ما سر جنگ با شما نداریم، شما مسیر زیست خود را پی بگیرید و ما هم مسیر زندگی خودمان را بکنیم! به گونهای که گویی آمریکا کشوری همتراز با سوئیس، اسپانیا یا کره جنوبی است! دوام و بقای این حکومت بر جنایت، چپاول و خونریزی استوار شده است. چنانچه بیست سال فضای جنگی حاکم نباشد، ساختار اقتصادی آنها دچار فروپاشی میشود؛ این رژیم سرمایهداریِ جنگافروز، حیات خود را با غارتگری حفظ کرده است! آنها بدهکارترین حاکمیت جهان در سراسر تاریخ بشریت به شمار میروند؛ اگر این دولت منابع نفتی ونزوئلا را تصاحب نکند، تسلطی بر ایران نداشته باشد و ذخایر امارات و قطر تحت اختیار او نباشد، کمتر از شش ماه تابآوری خواهد داشت. این ثروتمندترین کشور جهان، در اصل غارتگرترین کشور روی زمین است و نه ثروتمندترین، و سلطه خودش را بر اذهان ضعیف تحمیل کرده است که در مسائل سیاست بینالملل و اقتصاد اصلاً کارشناس نیستند و در هیچ مسئلهای کارشناسی ندارند. آنها سخن بسیاری از کارشناسان متخصص را هم نمیشنوند، هرچند قصد آنها هم خوب است. بعضی از همین افرادی که عرض کردم به شدت مخالف بودند- حالا من نام اشخاص را نمیبرم- کسانی که در دهههای پنجاه، شصت، هفتاد و به ویژه دهه شصت در صحنه حضور داشتند یا آن دوران را به یاد دارند، میدانند این اشخاصی که من از آنها نقل قول میکنم، چقدر انسانهای با نفوذ منفیای بودند. آنها پیروان فراوانی هم داشتند و در همین تهران علیه انقلاب اسلامی راهپیمایی به راه انداختند و بعد جنگ مسلحانه را آغاز کردند و هزاران نفر را به قتل رساندند، و اگر حضور ملت نبود، هرجومرج و آدمکشی سالهای متمادی ادامه پیدا میکرد، اما ملت آنها را تارومار کرد. بعضی از رهبران سابق اینها که از آنها جدا شدهاند، میگویند: ما سی - چهل سال است با جمهوری اسلامی مخالفت کردهایم، ولی اگر ما به وجدان خود رجوع کنیم، میبینیم که در تاریخ ایران هیچ رژیمی و هیچیک از این سلسلهها و خاندانها را نمیشناسیم که اینگونه ایران را به عزت و قدرت رسانده باشد، از مصالح کشور و منافع ملت خود دفاع کند و در این سطح هزینه بدهد! یعنی رهبر او را به شهادت برسانند یا فرماندهان او را بکشند و او بداند که با عروس او، داماد او و نوهی او ترور میکنند، میگوید بگذارید بزنند.
آقای گلپایگانی در تلویزیون بیان کرد که بارها به ایشان و حتی به خود من گفته بودند همه میدانند و اینها بارها اعلام کردهاند که میزنند، چون اینها وحشی هستند و دست به حمله میزنند و اصلاً به قوانین بینالمللی پایبند نیستند. در شرایطی که این کودکان، خانواده و همین نوهی کوچک و زیبای او در آغوش ایشان بوده، ایشان فرموده: ما انشاءالله همه با هم به شهادت میرسیم؛ همه ما با هم شهید میشویم و ما باید به شهادت برسیم؛ چون اگر شما خون ندهید، ایران استقلال، عزت و پیشرفت نخواهد داشت». عدهای باید فدا بشوند؛ عدهای فدا میشوند و عدهای دیگر میخواهند بعداً بیایند و بر سر سفره خون آنها بنشینند.
این شخص میگوید: اهمیت ملی کردن تنگه هرمز مطمئناً از ملی کردن صنعت نفت در دوران مصدق کمتر نیست، بلکه بیشتر است. من از ملت ایران میخواهم که به وسوسه کسانی که در داخل کشور هیی میگویند تنگه را رها کنیم، آن را باز کنیم و به سراغ مذاکره برویم، گوش فرا ندهند؛ چون پس از آن ضربات سهمگینی خواهید خورد؛ یعنی کافی است شما این تنگه را به عنوان گردنه احد رها کنید تا پیروزی شما به شکست تبدیل شود! این اقدام از نظر اقتصادی چقدر اهمیت دارد؟ در داخل کشور کسانی مدعی شدند که تنگه هرمز برای آمریکا و غرب اصلاً اهمیت اقتصادی ندارد و آنها مسیرهای جایگزین دارند. آنها کدام مسیر جایگزین را در اختیار داشتهاند؟ خودشان دارند میگویند اگر تنگه تا چند هفته دیگر بسته بماند، فروپاشی اقتصاد ایالات متحده و اروپا آغاز خواهد شد؛ هرچند این موضوع به سایر نقاط جهان هم آسیب میزند، اما چاره دیگری وجود ندارد. هنگامی که آنها نظارهگر جنایات و ظلم هستند و ادعای بیطرفی میکنند، ناگزیر عدهای هم در این آتش میسوزند و نباید تنها ملت ما آسیب ببینند. ما تا به حال ایستادگی کردهایم، الآن نوبت شماهاست که یک کم بسوزید! تا حالا شما گلوی ما را فشرده بودید، اما الآن ملت ایران یقه شما را گرفته است.
یکی از مسئولان مهندسی نفت ایران میگوید: من از کسانی که میگویند تنگه را رها کنید و به مذاکره بروید یا به تفاهمنامه بازگردید، این سؤال را مطرح میکنم که ما سی - چهل سال است که تحت شدیدترین تحریمهای جهانی قرار داریم، بنابراین ما از جامعه آمریکا و اروپا بسیار مقاومتر هستیم و ما در طول این سی چهل سال واکسینه شدهایم. این وضعیت مانند گیاهی است که در بیابان و زیر تابش مستقیم آفتاب و در نبود آب و میان دشواریها رشد میکند و به این سادگیها نابود نمیشود و حتی اگر ده طوفان بیاید، این باقی میماند. اما گیاهی که آن را در گلخانه و با پول بادآورده نفت دیگران پرورش دادهاند، با وزش یک نسیم کار او ساخته است!
در روز پنجم - ششم جنگ خبر رسید که مردم در امارات، همان کسانی که این برجها و برج خلیفه را دارند و عدهای هم عقل آنها در چشم آنها است و تنها چهار پنج خیابان و برجها را میبینند و متوجه نیستند که آنها خود توانایی ساخت همین برجها را هم ندارند و این برجها با پول بادآورده نفت توسط غربیها، شیخکها و حاکمان آنها غارت میشود و چهار پنج ویترین را برای کسانی که عقل آنها در چشم آنها است ساختهاند؛ مثلاً فردی به فرودگاه قطر، ابوظبی یا دبی میرود و با دیدن چهار برج تصور میکند آنها پیشرفت کردهاند، در حالی که اگر پنج خیابان آنطرفتر برود وضعیت واقعی را مشاهده خواهد کرد و در همین کشورها بسیاری از مردم آنها هنوز گاز ندارند و در منازل آنها گاز شهری وجود ندارد، هرچند مرکز گاز جهان به شمار میروند، و در عربستان هم چهل درصد مردم زیر خط فقر به سر میبرند- در همان روزهای پنجم و ششم جنگ به مغازهها هجوم بردند و غارت کردند و یکدیگر را میزدند؛ همان کسانی که میگفتید بسیار ثروتمند هستند. هفت - هشت روز قبل؛ وقتی که یمنیها تأسیسات آرامکو را هدف قرار دادند، تصاویری از فروشگاههای عربستان منتشر شد که اگر دیده باشید، تمام قفسهها در فروشگاههای عربستان خالی شده بود و مردم یکدیگر را کتک میزدند. آنها انتظار داشتند این صحنهها در ایران اتفاق بیفتد و یکی از مباحث اصلی آنها این بود که چرا چنین نشد؟ با این که تحریمها برقرار بود، فشارها افزایش یافت، ترور انجام دادیم، جنگ راه انداختیم و اغتشاش ایجاد کردیم و همه اقدامات را انجام دادیم، اما در هیچ نقطهای از ایران و حتی در یک شهرستان ندیدیم که مردم به مغازهای هجوم ببرند یا برای خرید کالا با یکدیگر درگیر شوند؛ در حالی که این اتفاق در آمریکا و در یک یا دو کشور اروپایی رخ داد و تصاویر آن مربوط به همین یک سال اخیر موجود است.
پس از آنکه گاز روسیه به اوکراین و اروپا نرسید، در آلمان و فرانسه مردم به خیابانها آمدند و نیمکتهای پارکها را تکهتکه میکردند و به جای هیزم به خانهها میبردند تا گرم بمانند، چون به عصر حجر بازگشته بودند؛ هرچند این اخبار در رسانههای اینجا مورد بحث قرار نمیگیرد. آماری که اخیراً خود نهادهای رسمی آمریکا ارائه دادهاند نشان میدهد نزدیک به چهل درصد مردم ناچارند از میان یک وعده صبحانه مناسب، تهیه داروی مورد نیاز برای درمان خود یا پرداخت اجارهخانه، تنها یکی را انتخاب کنند! اما این اخبار منتشر نمیشود و پیرامون دلایل آن صحبتی نمیشود.
"سندرز" که در انتخابات رقیب ترامپ بود و سناتوری چپگرا محسوب میشود—هرچند چپگرایان آنها هم سرمایهدار هستند به ترامپ گفت: در آمریکا اگر فردی مبتلا به زکام یا سرماخوردگی ساده باشد و بخواهد به یک پزشک عمومی مراجعه کند، بیست و سه روز زمان میبرد تا بتواند نزد یک پزشک عمومی برود؛ آنگاه تو میلیاردها دلار از پول ما را برمیداری و به اینسو و آنسو میبری یا به اسرائیل واگذار میکنی؟ آمار خانوادههایی که فاقد مسکن هستند و توان پرداخت اجاره را ندارند و آمار پنجاه و چند میلیون انسان گرسنهای که دولت باید روزانه به آنها کوپن نان و سوپ اختصاص دهد، بسیار تکاندهنده است؛ چون اگر دولت این کمک را ارائه ندهد و آنها دو روز گرسنه بمانند، دست به شورش میزنند یا در کنار خیابان از گرسنگی میمیرند. این وضعیتِ همان اقتصاد پیشرفته آمریکا است و چنین وضعیتی حاصل همین غارتگریها است؛ یعنی کافی است شما بر تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز اثر بگذارید تا گرانی، تورم و درگیری در خیابانهای آمریکا آشکار شود. الآن نرخ بنزین آنها به ازای هر گالن افزایش یافته است و روزانه 150 دلار یا بیشتر هزینه در بر دارد و مردم آنها به ستوه آمدهاند و همگی اعتراض میکنند. اگر این شهروندان آمریکایی یا اروپایی به جای ملت ما قرار میگرفتند، تا حالا پوست یکدیگر را کنده بودند.
ترامپ پس از گشایش تنگه هرمز متعاقب توافقنامه، با این تصور که بحران پایان یافته و رهایی حاصل شده است، اظهار داشت: ایران تورم را وارد آمریکا کرد و اذعان نمود که ظرف همین چند هفته نرخ تورم در آمریکا سه - چهار درصد افزایش یافت! این نشاندهنده آسیبپذیری شدید آنها است. برخی تصور میکنند این موضوع یک نزاع شخصی است و میگویند: ما دعوا نکنیم، شما هم دعوا نکنید، روبوسی کنیم و هر کس به خانه خود برگردد! در حالی که طرف مقابل میگوید: یکی از خانههای خودِ من ایران است و ایران یکی از ایالتهای ما بوده است و خانه من در اینجا قرار دارد. او میگوید همانگونه که هشتاد سال پیش تمام این مناطق از جمله قطر و عربستان را تصرف کردند در جریان جنگ جهانی دوم آمریکا، انگلیس، فرانسه و روسیه کمونیستی (که در جنگ اول روسیه تزاری و در جنگ دوم کمونیستی بود) کل جهان اسلام را اشغال کردند؛ یعنی به دلیل نبود حکومتهای مقتدر، ملتهای پایدار و ارتشهای قوی، در طول دو جنگ جهانی ظرف سی تا چهل سال سراسر جهان اسلام تحت اشغال قرار گرفت. از شبهقاره هند، افغانستان و پاکستان تا فلسطین سهم انگلیس گردید؛ شمال آفریقا، سوریه، الجزایر، مراکش و تونس سهم فرانسه شد؛ سرزمینهای شمالی تحت تسلط روسهای کمونیست قرار گرفت و ایران هم سهم انگلیس شد.
اولین کشوری که در این هشتاد سال پس از جنگها زنجیر بردگی را پاره کرد، ایران در جریان انقلاب اسلامی بود. الآن کل منطقه در حال خروج از چنگال آنها است و جبهه مقاومت ناگهان تمام این منطقه را که از لحاظ نظامی، راهبردی، سیاسی و مذهبی مهمترین حوزه برای آنها به شمار میرود از سلطه آنان خارج میکرد چون تمامی ادیان بزرگ و پیامبران عظیمالشأن از فلسطین تا حجاز، یمن و بخشی هم در ایران حضور داشتهاند. البته این دیدگاه برخی افراد که میپرسند چرا تمام پیامبران در خاورمیانه حضور داشتند اینطوری نیست، چون قرآن کریم میفرماید هیچ جامعه بشری نبوده است مگر آنکه پیامبر یا ندای ما به آنها ابلاغ شده باشد؛ از این رو در هر کجای جهان گرایش به دین و معنویت وجود دارد، هرچند با خرافات و شرک آمیخته شده است. با این حال، تجمع اصلی جمعیت بشری و تمدن در همین منطقه متمرکز بوده است و به همین علت پیامبران بزرگ در این سرزمین مبعوث شدهاند؛ بنابراین هر رویدادی که (به قول آنها در خاورمیانه) در این منطقه از فلسطین تا ایران، حجاز و مصر به اتفاق بیفتد، پس از مدتی مسیر حرکت سراسر جهان را از ابعاد اقتصادی، سیاسی و نظامی دگرگون میسازد و به همین سبب این منطقه جایگاهی راهبردی دارد. تمام تکیه آنها به این منطقه وابسته است و ایران به تکیهگاه آنها ضربه وارد کرده است.
دولتهای عربی را مورد توجه قرار دهید؛ آمریکا ادعا میکرد که من در برابر ایران از شماها محافظت میکنم! و میلیاردها دلار از داراییهای آنها را به بهانه فروش تسلیحات و احداث پایگاههای نظامی تصاحب کرد، اما بعد معلوم شد که دولتهای عربی به عنوان سپری برای حفاظت از اسرائیل قرار گرفتهاند، چون حاکمان آنها دستنشانده و متحد این قدرتها هستند. بر اساس اسناد برجای مانده از لانه جاسوسی، در آستانه پیروزی انقلاب در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، مقامات عربستان، امارات، کویت و سایرین به آمریکا و انگلیس اصرار میکردند که مانع پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شوید؛ چرا که اگر این مردم در ایران به پیروزی برسند، سایر ملتها هم به هوس میافتند. انقلاب نیازی به صدور ندارد، بلکه پیام حق به خودی خود صادر میشود و هنگامی که سخن حق به گوش ملتها برسد، آن را تأیید میکنند و دقیقاً همین اتفاق افتاد. همان حاکمانی که از رژیم پهلوی حمایت میکردند، در جنگ تحمیلی صدام هم میلیاردها دلار هزینه تسلیحات رژیم بعث را تأمین کردند. در طول یک قرن اخیر درآمد نفت بطور کامل بر ضد منافع ملتها، مسلمانان، اعراب و جهانیان تمام شده است و صرفاً به عنوان سوخت موتور اقتصاد سرمایهداری، میلیتاریسم و ارتشهای غرب جهت سرکوب جهانیان به کار رفته است. بسیاری از توطئههای تروریستی، اقدامات گروهکهای تجزیهطلب، منافقین، کومله، دموکرات و تجزیهطلبان در کردستان، بلوچستان، آذربایجان و خوزستان با بودجههای میلیاردی همین رژیمهای نفتی نظیر عربستان، امارات و قطر تأمین مالی شدهاند.
در هجوم داعش به عراق و سوریه که دوسوم خاک این دو کشور تصرف شد و عناصر آنها به سوی نجف و کربلا حرکت کردند، تمام شده بود! تمامی سلاحها، بودجهها، هزینههای جاری، تجهیزات و خودروها توسط همین دولتهای عربی تأمین شد. در جنگ علیه غزه و لبنان هم آنها به اسرائیل پول پرداخت کردند تا حماس و حزبالله را هدف قرار دهد و تقبل هزینهها را بر عهده گرفتند. در نبرد دوازدهروزه تا الآن هم آمریکا تمام تسلیحاتی را که با منابع مالی این کشورها به بهانه دفاع از آنها فراهم آورده بود، در راستای محافظت از پایگاههای نظامی خود و اسرائیل به کار گرفت. ترامپ کارش دزدی است ولاشی سر گردنهبگیر است! ذخایر موشکی آنها به اتمام رسیده است و خود آنها صراحتاً اذعان میکنند که هشتاد درصد از موشکهای ما مصرف شده و پایان یافته است و چنانچه نبرد گسترده دیگری شکل گیرد، ما توانایی رهگیری حتی یک موشک ایرانی را نخواهیم داشت و ایران قادر خواهد بود هر نقطهای را هدف باران موشکی قرار دهد. در گذشته از هر ده فروند موشک شلیکشده، چهار - پنج فروند رهگیری میشد، اما در مراحل پایانی ما توانایی متوقف ساختن حتی یک فروند موشک را هم نداشتیم. هنگامی که این خبر در آمریکا درز کرد، ترامپ سه بار اعلام کرده کسانی را که دست به افشای این اطلاعات زدهاند به دادگاه خواهم کشاند و حکم آنها به جرم خیانت به آمریکا و جاسوسی اعدام خواهد بود، برای چه گفتید ما دیگر موشک نداریم! پس از آنکه کشورهای عربی هم تمامی موجودی موشکهای خود را شلیک کردند و با کمبود مواجه شدند، ترامپ به آنها وعده تأمین مجدد تسلیحات داد به شرط آنکه پانصد میلیون تا دو میلیارد دلار دیگر پرداخت کنند تا امنیت آنها را تأمین کند؛ در حالی که او توانایی محافظت از پایگاههای نظامی خودش را نداشت و نیروهای ما تمام پایگاههای او را هدف قرار دادند. او چندصد کشته داد، اما اول رقم تلفات را سیزده و بعد هفده نفر اعلام کرد و متعاقباً از این تعداد هم کم شد! انگار چند نفرشان زنده شدند! و سرانجام مجبور شد ششصد تا هفتصد مجروح و معلول را اعلام کند که هر آماری ارائه دهد، باید آن را چند برابر محاسبه کرد. الآن او مجدداً درخواست پول کرده است تا موشک در اختیار آنها قرار دهد، اما هم هزینه را اخذ میکند و هم همان تسلیحات را برای دفاع از خودش و اسرائیل به کار میگیرد؛ به گونهای که در میان خود این حاکمان عربی زمزمههایی شروع شده است که چهل سال آمریکا را حامی ما و ایران را دشمن ما معرفی میکردند، در حالی که ما هیچگاه برای آنها اهمیتی نداشتهایم! آنها میگفتند: آمریکا، ارتش آمریکا، آمریکا مراقب ماست و دشمن ما ایران است! در حالی که ما اصلاً برای او اهمیتی نداشتیم. هر جا که منافع خود او اقتضا میکرد، آمریکا با ایران وارد جنگ شد. در سرزمینهای ما، جاهایی که نفع چندانی برای آمریکا نداشت، او از ما هیچ دفاعی نکرد. اساساً آمریکا نه میتوانست، نه توانست دفاع کند و نه ظاهراً تمایلی به این کار داشت! ما هم این وسط گوسفند قربانی بودیم.
الآن مجدداً اعلام کرده است پول پرداخت کنید تا این موشکها ارسال شوند؛ تا باز هم همین موشکها را با بودجه این کشورها در راستای اهداف خود به کار گیرد؛ چرا که مدل رفتار او همیشه چنین بوده است. در دوران حکومت شاه هم هر سلاحی که به ایران میفروختند، دقیقاً به همین صورت عمل میکردند. بیشترین خریداران تسلیحات در سراسر جهان، همین عربستان، امارات و دولتهای مشابه هستند، در حالی که آنها ارتشی برای مبارزه در اختیار ندارند. شما با چه کسی قصد نبرد دارید؟ شما تنها با این بودجهها و تسلیحات، مزدوران را به خدمت گرفتید؛ بخشی را در سوریه و عراق برای دامن زدن به جنگ داخلی و تجزیه، و بخشی دیگر را علیه غزه، لبنان و یمن به کار بستید و قصد مصرف این تسلیحات را در این مسیر داشتید.
آنگاه امام شهید فرمود: الآن که این تسلیحات را وارد میکنید، ایرادی ندارد؛ انشاءالله در آینده این تسلیحات در اختیار مجاهدان اسلام قرار خواهد گرفت؛ یعنی شما سرنگون خواهید شد. تا پیش از این آمریکا حامی شما بود، اما الآن خود آمریکا توانایی محافظت از خودش را هم ندارد. این دستاوردها پیروزیهای بسیار بزرگی است.
برخی ادعا میکنند تنگه هرمز مهم نیست. چطور مهم نیست؟ بخش عمده نفت این کشورهای عربی باید از همین گذرگاه عبور کند و اقتصاد آمریکا، اسرائیل، ناتو، فرانسه و انگلیس، و منابع نفت، گاز، سوخت و انرژی آنها به همین منطقه وابسته است. شما دوتا راه دررو دارید از آن طرف خطوط لولهکشی ینبوع است که در صورت ضرورت، دوستان یمنی ما آماده خدمت به شما هستند! شما تا کنون پیوسته ضربه زدید، در طول یک قرن کشتار و غارت کردید، اما از این پس باید طعم ضربات را بچشید؛ این قانون جدید حاکم بر معادلات است. میگویند مسدودسازی تنگه هرمز اقدامی قانونی نیست. از کدام قانون سخن میگویید؟ کدام اقدام آمریکا قانونی بوده است؟ اسرائیل به کدام قانون پایبندی دارد؟ انگلستان و فرانسه چطور؟ اساساً قانون به چه معناست؟ این دولتها بر خلاف قوانینِ نگاشتهشده توسط خودشان، به عراق، افغانستان و سودان حمله کردند، سومالی را آماج بمباران قرار دادند و به یمن و لیبی تجاوز نمودند؛ ما یازدهمین کشور در این فهرست هستیم و تنها ما هدف نبودهایم. برخی ادعا میکنند چون شما شعار «مرگ بر آمریکا» سر دادید او حمله کرد؟ کدام موازین بینالمللی چنین مجوزی صادر کرده است؟ شما هفتاد و چند هزار انسان بیسلاح و بیدفاع را قتلعام کردید، به گونهای که پیکر چند هزار نفر از آنها هنوز در زیر آوارها مانده است. چهل هزار زن و بیست تا سی هزار کودک را به قتل رساندید. آنگاه در اینجا هنگامی که بانویی در برابر دیدگان همگان و مقابل دوربین در حال سخنرانی بود و ناگهان از دنیا رفت، جنجال به راه انداختید و نظام را به رفتارهای زنستیزانه متهم کردید! در حالی که دهها هزار زن و کودک به صورت زنده در برابر دیدگان جهانیان قتلعام شدند و حتی در شرایط آتشبس هم کشتار انسانها ادامه دارد! بطوری که یونیسف اعلام کرد تنها در طول این سیصد روز، سیصد نوزاد و کودک جان باختهاند. این اقدامات قانونی است؟ تنگه هرمز چه ارتباطی با شما دارد؟ بر مبنای کدام قاعده بینالمللی در این منطقه حضور یافتهاید؟ آیا تمامی گذرگاههای جهان متعلق به شما است؟ امام روزی فرمود: آمریکا به خلیج فارس میآید و مدعی حفظ منافع خود میشود؛ در حالی که منافع آمریکا در خلیج خوکها و در مجاورت مرزهای خود شما تعریف میشود، خلیج فارس چه ارتباطی با تو دارد؟ اگر قرار باشد منافع شما در خلیج فارس تعریف شود، ما هم باید حوزه منافع خود را در سواحل آمریکا تعیین کنیم.
او رئیسجمهور ونزوئلا را که در دو دوره پیاپی با نظارتهای بینالمللیِ خودِ همین دولتها رآی آورده است، میدزدد و منتقل میکند؛ تصاویر همسر مادورو را در دادگاه به نمایش گذاشتند که تمام سر و صورت او دچار کبودی بود. آنها به راحتی دست به چنین اقداماتی میزنند و مفاهیمی نظیر حقوق بشر، حقوق کودک و حقوق زندانیان نزد آنان بیمعنا است. در داخل کشور عدهای میگویند: مقررات بینالمللی و سازمان ملل را مراعات کنید تا نهادهای حقوق بشری اعتراضی علیه ما مطرح نکنند! سخنی باید گفت که طرف قبول کند! او تنها یک گزاره را میپذیرد و آن این که شما به خطای خود اعتراف کنید، و پس از اعتراف هم اعلام میکند که الآن مستحق مجازات هستید.
امام فرمود: چنانچه تسلیم شوید، شکست را بپذیرید و این متجاوزان اعم از آمریکاییها، انگلیسیها و اسرائیلیها به ایران بازگردند، فاجعهای در ایران رقم خواهند زد که در هیچ سرزمینی سابقه نداشته است تا مایه عبرت دیگران شود، و چه بسا تا پانصد سال آینده اجازه کمترین تحرکی را به کسی در این کشور ندهند. تلاش و مباحثه ما برای حفظ جریان زندگی است. برخی تعبیر شرایط «نه جنگ و نه صلح» را به کار میبرند؛ کدام شرایط «نه جنگ و نه صلح»؟ این بزرگترین جنگ در تاریخ ایران به شمار میرود. ایران در هیچ دورهای، چه در عهد هجوم مغولان و چه در دوران نبردهای کهن با روم و یونان در عصر هخامنشیان و ساسانیان، با متجاوزانی تا این حد قوی و وحشی نبودند.
مگر چنگیزخان این حجم از تسلیحات مدرن، ناوهای جنگی، موشکها، پهپادها، امپراتوری رسانهای و سامانههای جاسوسی الکترونیک را در اختیار داشت؟ ایران در طول تاریخ هرگز با چنین هجوم سنگین و مخاطرهآمیزی روبرو نشده بود، اما در نهایت پیروز شد؛ تا این لحظه، برنده قطعی این تقابل، ایران و جبهه مقاومت هستند. ما شهید تقدیم کردیم و باز هم شهید تقدیم خواهیم کرد، و شهادت بهترین نوع مرگ است؛ چون اگر انسان شهید نشویم، میمیریم! همه ما مرگ را باید انتخاب کنیم؛ همه ما یا روی تخت بیمارستان زیر سرم میمیریم یا در خیابان تصادف میکنیم! ته خط همه این است. اما کسانی که زیبا زندگی کردند و زیبا مردند. پیروز حقیقی میدان هستند.
امام شهید فرمود: شهادت، مرگ تاجرانه است؛ شهید مانند کسی است که روغن ریخته را نذر امامزاده کرده است! چون عمر انسان در هر صورت سپری میشود و چه نیکو است که در این مسیر فدا شود. ما راه شهادت را ادامه خواهیم داد. در همین لحظاتی که طرف مقابل لبخند میزنند چرا که ترامپ دو- سه روزه مشاورین او به او گفتند که دیگر هیچ غلطی نمیتوانیم بکنیم خیلی مؤدب و مهربان شده است! همه در اروپا و آمریکا میگویند این احمق آمریکا را در یک چاه تاریخی انداخت که تا حالا نیفتاده بود الآن اصلاً نمیدانیم باید چه کار کرد؟ آخرین توصیهها به او این است که الکی بگو برنده شدیم در رو!
مثل این که طرف گردن کلفتی میکند و دعوا میآید فکر میکند با یک سیلی حریف را از پا درمیآورد، اما وقتی میبیند طرف دارد او را کتک میزند اشاره میکند میگوید بیایید من را بگیرید! بعد لاتبازی درمیآورد که نه، ولم کنید بگذارید بزنم! اصلاً کسی تو را نگرفته تو داشتی میزدی ولی خوردی! جلوی من را نگیرید! منظورش این است که جلوی من را بگیرید تا من فرار کنم!
الآن تمام دوروبری او و مخالفان او میگویند تو آبروی آمریکا را در دنیا بردی و همه فهمیدند ما ضعیف هستیم. پس از بمباران اتمی ژاپن و پایان جنگ جهانی، در طول هفتاد - هشتاد سال گذشته تمام قدرتها اعم از شوروی، روسیه، چین و اروپا از ما میترسیدند و با کمترین اخطار ما عقبنشینی میکردند. آنان با سهولت ونزوئلا را تصرف کردند و در عرض چند هفته، 5/13 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی آن سرزمین را غارت کردند؛ بعد در آنجا زلزله شده و دهها هزار نفر در زیر آوار ماندند. هنگامی که به او گفتند بخشی از این میلیاردها دلار غارتشده را به آسیبدیدگان زلزله اختصاص بده، وعده پرداخت صد میلیون دلار داد، اما حتی یک دلار هم پرداخت نکرد؛ بعد هم میگوید نوبت بعدی ایران است. در مواجهه با چنین فردی که در منجلاب مثل خر گیر افتاده است.
فرماندهان ارتش آمریکا از همان ابتدا هشدار دادند که ما توانایی رویارویی با ایران را نداریم و ایران با کشورهایی نظیر عراق، افغانستان، سوریه، یمن و لیبی تفاوت دارد، اما همان اول ژنرال ارشد و فرماندهان آمریکا گفتند ما نمیتوانیم اما همه را برکنار کرد. الآن فهمیده که آنها درست میگفتند. آنها میگفتند از دور ادا دربیاور تهدید کن و یک بهانهای بیاور که پیروز شدیم برگردیم! منتظر یک چیزی است که مارش پیروزی بزنند البته در ایران هم عدهای این فرصت را به او میدهند! چنانچه ایران اعلام کند تنگه هرمز گشوده است تا مذاکرات آغاز شود، او مدعی تحقق اهداف خود خواهد شد؛ در حالی که اهداف اولیه او توقف فعالیتهای هستهای، ایران را جهنم میکنم تجزیه خاک ایران و بازگرداندن کشور به عصر حجر بود. الآن که به آن اهداف دست نیافته است، الآن تقاضا دارد که تنگه هرمز حتی به مدت ۴۸ ساعت باز بشود من بگویم ما بردیم من بروم دوباره خواستید ببندید! شرایط اینطوری شده!
آن وقت ملت ایران با چنین اقتدار و مقاومت و پیروزیهای درخشان که دنیا به آن اعتراف میکند تا الآن همه میگویند ایران برنده ماجراست و آمریکا و اسرائیل ضعیفتر از قبل هستند و شکست خوردهاند. این را همهشان میگویند. جالب است آنها خودشان میگویند ما در موضع ضعف هستیم عدهای در داخل میگویند نه ما در موضع ضعف هستیم. آنها میگویند ما هیچ دستاوردی نداشتیم و وضع آنها خیلی بد شده ولی در اینجا عدهای میکوشند شرایط دشمن را مساعد و موقعیت ما را نامناسب جلوه دهند و این رویکرد را ادب دیپلماتیک تلقی میکنند! ترامپ در بحرانیترین شرایط ادعا میکند جنگی رخ نداده و تنها یک عملیات محدود انجام شده است؛ اگر جنگ نیست، چگونه ذخایر موشکی شما تمام شده؟ ناوهای جنگی شما صدها کیلومتر عقبنشینی کردند و توان پیشروی ندارند؛ برای نخستین بار از گستره خلیج فارس و دریای عمان به عقب رانده شدید؛ پایگاههای شما در چندین کشور منطقه منهدم شد و آمارهای سنگین تلفات و مجروحان خود را مخفی میکنید؛ آیا این رویدادها نشاندهنده جنگ نیست؟ شما توان ورود به نبرد زمینی را نداشتید، نیروهای خود را از کشورهای مجاور به اردن و بعد به اسرائیل، بلغارستان و قبرس منتقل کردید، اما ببینید چطوری حرف میزند؟ که ایرانیها بچههای خوبی هستند هرچه ما میگوییم گوش میکنند به ما احترام میگذارند ایران تمام شده! بیایید هرکس هرجای ایران میخواهد سرمایهگذاری کند و پول بردارد! روزی 6تا توئیت ضد هم میزند که تنگه هرمز باز است و ساعاتی بعد خواستار مذاکره پیرامون همین گذرگاه میشود. افکار عمومی جامعه آمریکا از آگاهی سیاسی بسیار پایینی برخوردار است؛ در گفتگوهایی که با استادان و دانشجویان در دانشگاههای واشنگتن، نیویورک و لسآنجلس داشتم، دریافتم که درک سیاسی اغلب آنان بسیار محدود است و بینش سیاسی مردم آمریکا به هیچ وجه با آگاهی و تحلیلهای مردم ما قابل قیاس نیست. در نانوایی شاطر با پیرزنی که نان میخرد مسائل خاورمیانه را تحلیل میکنند! ولی بروید با مردم اینها حرف بزنید هیچی نمیدانند!
در نظرسنجی در خیابانهای آمریکا با مردم الکی خوش مصاحبه میکنند که به ترامپ رآی دادند میپرسند از ترامپ راضی هستید ترامپ خوب است یا بد است؟ میگویند خوب است چون او به هفت تا جنگ پایان داده است! مصاحبهگر میپرسد چندتا از آن جنگها را نام ببر. طرف میگوید خانمم میداند از او میپرسد خانمش میگوید نمیدانم تمام کرده دیگه! اینقدر احمق هستند و هیچی نمیدانند. اینها دویست – سیصدتا رسانه به زبان فارسی دارند که دارند افکار عمومی را بمباران میکنند که تهش این شده! چنانچه دو شبکه رسانهای در آمریکا و اروپا در اختیار ما باشد تا حقیقت پیام انقلاب اسلامی و پاسخ ابهامات به گوش مردم آنان برسد و دروغپردازیها آشکار گردد، جامعه آنان ظرف یک سال متحول خواهد شد؛ چون شهروندان آنان در بیخبری مطلق و قرنطینه خبری به سر میبرند. هی میگویند عصر رسانه! کدام عصر رسانه؟
اگر تنگه هرمز را واگذار کنیم و به مسیر وعدههای بیپایه برگردیم، چه نتیجهای حاصل خواهد شد؟ استاد دانشگاه میامی آمریکا، در داخل کشور برخی مدعی هستند با گشایش تنگه، اقتصاد ما رونق مییابد و آمریکا همه پولهای ما را پس میدهد! شما که گفتید پولهای شما را در برجام پس میدهد! هرچه هم داشتید که گرفت! به همه مراکز هستهای سیمان ریختید وهمه چیز را تعطیل کردید!
یادتان هست همان موقع هم بعضی از مسئولین میگفتند که صدها کشور انگلیسی و فرانسوی و آمریکایی و آلمانی مشتاق هستند که به ایران بیایند سرمایهگذاری کنند دیگر ایران اروپا و آمریکا میشود! ما به تمامی تعهدات عمل کردیم و حتی یک شرکت هم نیامد که سرمایهگذاری کند؛ چون این قدرتها برای آبادانی کشورها، بلکه با هدف چپاول منابع گام برمیدارند. پیش از این تحولات، برخی از کارگزاران پیشین که به ثروتهای کلان دست یافتهاند، علناً گرایشهای لیبرال مذهبی خود را ابراز میدارند. صریح میگویند امام که رفت آقای خامنهای هم رفت ول کنید مردم میخواهند زندگی کنند! چند روز پیش تیتری بزرگ دیدم مبنی بر این که مردم میخواهند زندگی کنند. آیا شما همان کسانی نیستید که گفتید باید چرخ سانتریفیوژها بچرخد یا چرخ اقتصاد بچرخد، و بعد هر دو چرخ از حرکت ایستاد و هر دو بخش به تعطیلی کشیده شد؟ بالاترین نرخ تورم در ایران در دوران مدیریت همین افراد به ثبت رسید. اساساً این تورمها و حیفومیلها همیشه در دوران همین جریانها بود. بیشترین اختلاسها عجیب در نظام بانکی و چند فقره اغتشاش اقتصادی که شد، همگی در دوره مدیریت همین افراد افتاد. بیشترین گرانیها و تورمها را کسانی رقم زدند که پیوسته بر طبل مذاکره میکوبیدند و سرانجام هم مذاکره کردند.
رهبر معظم انقلاب تأکید فرمودند که با اوباما وارد مذاکره نشوید؛ چرا که این گفتگوها هیچ مشکلی از ما برطرف نمیکند و صرفاً گرهگشای معضلات طرف مقابل است؛ آنها در پی این هستند که ادعا کنند ایران تسلیم شد و مطالبات ما را پذیرفت، در حالی که هیچ امتیازی به شما اعطا نخواهند کرد. اما این آقا راهی آنجا شد و پس از گفتگوی تلفنی با اوباما چنان مسرور شده بود که اظهار داشت: اوباما شخصیتی بسیار باادب بود و من ایشان را مؤدب یافتم. در پی این رویکرد، تحریمها ده برابر شد؛ اصل تحریمهایی که ترامپ ادامه داده، در دوران اوباما و همزمان با اجرای برجام پایهگذاری شد. ترامپ تصریح کرد که طراحی این موشکها و عملیاتهای تهاجمی علیه ایران، بیش از بیست سال سابقه دارد؛ یعنی درست در همان مقطعی که مذاکرات برجام در جریان بود. او ادعا کرد که رؤسای جمهور قبلی جرأت نداشتند اما من داشتم؛ حالا امروز در محافل داخلی آمریکا اذعان میکنند که الآن درمییابیم چرا مقامات پیشین جرأت تهاجم به ایران را نداشتند.
استاد دانشگاه میامی که از تحلیلگران برجسته ژئوپلیتیک به شمار میرود، اظهار میدارد: من در شگفتم که چگونه برخی در ایران پیشنهاد واگذاری تنگه هرمز و بازگشایی آن را مطرح میکنند تا بعداً در جریان مذاکرات پیرامون سرنوشت آن گفتگو شود. نظیر همین وعدههای موکول به آینده در ماجرای برجام هم وجود داشت، اما در آینده هیچ دستاوردی حاصل نشد؛ شما آنچه را در همان لحظه واگذار کردید از دست دادید و در قبال تعهداتی که باید در آینده از سوی آنان عملی میشد هیچ امتیازی دریافت نکردید و سرانجام هم شما را مقصر قلمداد کردند.
این کارشناس تصریح میکند: به محض این که ایران تنگه هرمز را بازگشایی کند، هیچ مرجعی به مطالبات، خواستهها و حقوق ایران کمترین اعتنایی نخواهد کرد؛ و غرب و مجامع بینالمللی با لحنی فریبنده اعلام خواهند کرد که شما به بلوغ دیپلماتیک دست یافتهاید و به جامعه جهانی پیوستهاید. مقصود آنان از جامعه جهانی صرفاً همین سه - چهار قدرت غربی است؛ به خاطر دارید که این جریانها مدعی لزوم آشتی با جهان بودند، مگر ما با جهان قهر بودیم؟ نزاع ما با چند قدرت سلطهگر و جهانخوار بر سر تداوم جنایات آنان و در راستای دفاع از حقوق ملتهای جهان بود. یادتان هست همان موقع در پرونده هستهای، ۱۲۰ کشور جهان به سود ما رأی دادند؟ اما مقامات ادعا میکردند باید با جهان آشتی کرد؛ آیا آن ۱۲۰ کشور جزء جامعه جهانی نبودند و تنها آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان جهان را تشکیل میدهند؟ گاهی با خودم میاندیشیدم که قرآن کریم در کنار ایمان به خدا، کفر به طاغوت را هم مطالبه میفرماید؛ پیش خود میگفتم ایمان به پروردگار متضمن کفر به طاغوت هم هست، اما الآن درمییابیم افرادی وجود دارند که به خدا ایمان دارند، اما همزمان به طاغوت هم ایمان میورزند؛ یعنی در ظاهر شریعت و قرآن را پذیرا هستند، اما نسبت به طاغوت تبری نمیجویند. ما گرفتار کسانی هستیم که مدعی ایمان به خدا هستند، در حالی که خداوند متعال کفر به طاغوت را هم واجب شمرده است. این افراد نسبت به طاغوت کفر نمیورزند و همچنان به آمریکا باور دارند. هر اندازه در برابر این افراد اسناد، مدارک، اعترافات صریح دشمنان و تجارب تاریخی را ارائه دهید، مجدداً ادعا میکنند که روند امور در حال اصلاح بود و شما مانع شدید و مشکلات کنونی کشور در آستانه حل و فصل قرار داشت! این رویکرد حاکی از بقای ایمان به طاغوت در نگرش آنان است. آمریکا باید چه اقدامی مرتکب شود تا شما به صداقت و قدرت آمریکا شک کنید؟ شما میخواهید بازی برنده را ببازید. دقت کنید اینها را خودشان دارند میگویند. میگویند اگر ایران دوباره کوتاه بیاید و وارد مذاکرات بشود و تنگه را رها کند و بگوید جبهه مقاومت و لبنان و غزه دیگر به ما مربوطی نیست و هرچه میخواهید یمن را بزنید و... شک نکنید که غرب تمام تلاشهایش را برای ایجاد ناآرامی و اغتشاش در داخل ایران، تشدید تورم و گرانی و اعمال تحریمهای سنگینتر و ترور رهبر جدید و... که لبست ترور جدید آماده است! میگوید شک نکنید که این همان شیوهنامهای است که در طول ۱۱۰ سال گذشته بر مبنای آن عمل کردهاند. چنانچه ایران تسلیم شود و تنگه را واگذار نماید، ظرف مدت دو - سه سال تمام ذخایر مالی و درآمدهای میلیاردی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را برای ضربه زدن به ایران، سازماندهی اغتشاشات، تشدید تحریمها، دامن زدن به تجزیهطلبی، تهاجم تبلیغاتی و ترور سازماندهی خواهند کرد و مدیریت تنگه هرمز را در اختیار خواهند گرفت. او هشدار میدهد: آنان به تدریج مانع عبور نفتکشهای ایران خواهند شد و به بهانه تحریم نمیگذارند از تنگه هرمز رد شوید؛ و همزمان شبکهای از خطوط لوله انتقال نفت و گاز زمینی احداث خواهند کرد تا دیگر با چنین بحرانهایی مواجه نشوند؛ شرکتهای ساختمانی و کمپانیهای غربی و ترکیه این پروژهها را خواهند ساخت سریعتر از ساخت آسمانخراشهایی که در این کشورها ساختند. ایران در سال ۲۰۲۶ میلادی و در مقطع کنونی به دستاوردهای کمنظیر نظامی و سیاسی دست یافته است که پیشبینی آن ناممکن بود؛ اما چنانچه ایران مجدداً در این دام گرفتار شود و به هر دلیلی وارد مذاکره گردد، یقیناً هیچ دستاورد ملموسی عاید ایران نخواهد شد. و این مذاکره کنندگان چه کسانی هستند؟ در داخل آمریکا این افراد را عناصری فریبکار و دزد خطاب میکنند و شهروندان آمریکایی به آنان اعتمادی ندارند، چگونه شما به آنان اعتماد دارید؟ نمایندگانی که اعزام شدهاند از فعالان حوزه املاک و از شرکای پیشین ترامپ در اقدامات غیرقانونی به شمار میروند؛ همانگونه که دادستان کنونی آمریکا همان وکیل شخصی ترامپ در پروندههای مفاسد مالی او بوده است. او میگوید: من در شگفتم که ایرانیها با چه کسانی به گفتگو مینشینند؛ حالا ممکن است در آمریکاییها آدمهای منطقیتری باشند که به حقوق عقیده داشته باشند گرچه وقتی اینها به قانونی تن میدهند که کتک بخورند! آمریکا تا وقتی مجبور نشود هیچ قاعدهای از حقوق بینالملل را نمیپذیرند؛ کما اینکه قوانین بینالمللی را نقض میکنند و از پیمانهای متعددی خارج شدهاند. آنان ما را به پذیرش اسنادی نظیر سند ۲۰۳۰ فرامیخوانند، در حالی که خود آمریکا و فرانسه به آن ملحق نشدهاند و در داخل کشور عدهای آن را لازمه پیشرفت قلمداد میکنند! این کارشناس تأکید میکند: در همان لحظهای که ایران با بازگشایی تنگه هرمز موافقت کند، نه تنها این گذرگاه، بلکه تمامی دستاوردهای خود را از دست خواهد داد؛ چرا که غرب پس از ۱۱۰ سال بزرگترین شکست را از ایران متحمل شده است و قطعاً آن را تا صد برابر جبران خواهد کرد.
این ادعا که آقا مردم میخواهند زندگی کنند! خب همه میخواهند زندگی کنند این کشف جدیدی نیست. چه کار کنیم میتوانیم زندگی کنیم؟ و چه کار کنی نمیگذارند زندگی کنی! یعنی اگر شما اهرمهای قدرت خود را تحویل دشمن بدهی و جبهه مقاومت و مستضعفان و متحدین خود را بفروشی چون آنها بیشتر فدای ما شدند تا ما فدای آنها. چون برخی میگویند ایران برای چه باید فدای لبنان، یمن و سوریه و جبهه مقاومت بشود؟ دقیقاً عکس است. یعنی اگر الآن نیروهای مجاهد در لبنان، یمن، عراق و فلسطین اعلام کنند که ما با ایران نیستیم و دشمن ایران هستیم. بلافاصله دولتهای غربی با آنان مصالحه خواهند کرد؛ آسیبهایی که آنان متحمل میشوند صرفاً به سبب همراهی با جمهوری اسلامی است. همان تکلیفی که ما در قبال ملت ایران بر عهده داریم، در قبال سایر مسلمانان هم متوجه ما است.
سراسر آیات قرآن کریم و فرازهای نهجالبلاغه سرشار از این تعالیم است؛ بالغ بر ۴۰۰ آیه پیرامون جهاد در قرآن کریم نازل شده است که ناظر به همین شرایط است. چنانچه نتانیاهو و ترامپ مصداق کافر حربی و مخاطب آیات جهاد نباشند، چه کسانی در تاریخ مصداق آن خواهند بود؟ امیرالمؤمنین(ع) در خطبههای نهجالبلاغه میفرمایند هنگامی که دشمن صراحتاً قصد نابودی شما را دارد در خانههای خود ننشینید، بلکه پیش از هجوم دشمن، او را در پایگاه و خانه خودش هدف قرار دهید. ایشان میفرمایند من همانند کفتار نیستم که به هنگام احساس خطر، سر در لانه فرو برد تا شکارچیان بر او مسلط شوند؛ مردمی که میدانند هدف تهاجم قرار گرفتهاند، چنانچه در خانههای خود منفعل بنشینند تا دشمن سر برسد، «قَدْ ذُلُّوا» قطعاً ذلیل میشوند و شکست شما قطعی است. برای دفاع از امنیت ایران باید در خارج از مرزها با متجاوز پیکار کرد و پیش از ورود به حریم کشور او را متوقف ساخت.
ما خواهان پاسخ مستدل و کارشناسی به این مسائل بر مبنای تجارب تاریخی، موازین بینالمللی و مشاهدات عینی سالهای اخیر هستیم. همه دیدند سازمان ملل، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ادعاهای حقوق بشری پوشالی و دروغ هستند؛ مسئول نهاد زنان و کودکان امارات شخصیتی فاسد است که پیوند او با پروندههای فساد اخلاقی و اپستین افشا گردیده است. کسانی که ادعا میکنند با تسلیم، اقتصاد کشور شکوفا میشود و زندگی مردم بهبود مییابد، باید این ادعا را اثبات کنند؛ در حالی که ما اثبات میکنیم شرایط صدها برابر بدتر خواهد شد.
در دوران صدارت امیرکبیر، هنگامی که انگلستان قصد تهاجم به جزایر خلیج فارس و بوشهر را داشت، امیرکبیر هیئتی را برای فراگیری صنایع توپریزی اعزام کرد تا کشور به خودکفایی نظامی دست یابد؛ چون قدرتهای مسلط آن عصر نظیر انگلیس و فرانسه از واگذاری تسلیحات امتناع میورزیدند. دانشجویان اعزامی پس از ورود به اروپا دریافتند که دانشگاههای غربی از پذیرش دانشجو در رشتههای نظامی خودداری میکنند، اما آنان را در رشتههای علوم انسانی پذیرش کردند که چهار تن از پنج نفری که اول رفتند به لژهای فراماسونری پیوستند و پس از بازگشت، قراردادهای خائنانه بعدی را در حکومت امضا کردند.
امیرکبیر گفت از کشورهایی که میتوانند توپسازی کنند ما به ایران دعوت کنیم منتهی این کشورهایی که سابقه استعماری مثل انگلیس و رویسه و فرانسه هستند نه، سراغ کشورهای دیگر اروپایی مثل اتریش و بلژیک رفت. داشتند کارخانه توپسازی میساختند و کارخانه در اصفهان بود. مهندس بلژیکی گفت مواد خام فلزی کم آوردیم – اینجا را با دقت گوش کنید چون الآن هم این قبیل حرفها را میزنند - هنگامی که مواد خام فلزی برای ذوب و ساخت ادوات نظامی با کمبود مواجه شد، امیرکبیر از مردم درخواست کرد ظروف مازاد خود را مثل دیگ و قابلمه، جهت تبدیل به تسلیحات دفاعی اهدا کنند. یک مرتبه در شهر شایعه کردند که امیرکبیر میخواهد ظرفهای غذای ما را بگیرد جنگ راه بیندازد با اینها بروی توپ بسازی؟ به بشقاب و ظرفهای ما هم رحم نمیکنی؟ بگذار مردم غذا بخورند بگذار مردم زندگی کنند! جنگ بس است! و این اثر کرد و عدهای از مردم به شک افتادند ندادند. مهندس به تهران آمد به امیرکبیر گفت من نمیتوانم کار کنم و کارخانه تعطیل شد. وقتی کارخانه تعطیل شد چند ماه بعد ارتش انگلستان به خاک ایران حمله کرد؛ اگر صد قبضه توپ آنجا بود نمیتوانستند به راحتی بیایند. آقا مردم ایران میخواهند زندگی کننأ!
اولاً ما شما را میشناسیم که شما جزو رشوهخورها و اختلاسچی و دزدهای جمهوری اسلامی بودید. اول انقلاب گدا بودید ولی الآن دو متر شکمهایتان جلو آمده! شما به فکر زندگی مردم هستید؟ همین الآن چندتا بانکهای خصوصی و کارخانههای بزرگ در دست همینها است که نه به جنگ میگویند! مگر ما حمله کردیم، او حمله کرده است. وقتی شما میگویید نه به جنگ! معنیاش این است که شما بخورید اما نزنید!
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی